يادگيري سازماني
يادگيري سازماني
در زمانی نه چندان دور، سازمانها در محیطی پایدار و باثبات به سر میبردند.به تدریج تغییرات مربوط به علم وفناوری، اقتصاد،
فرهنگ و سیاست به سرعت سازمانها را تحت تاثیر قرار داد.
اما امروزه مدیران ورهبران سازمانها در یافتهاند که به یادگیری، به عنوان پدیدهای ارزشمند بنگرند و برای موفقیت در ایجاد آیندهای بهتر، سازمانی را پرورش دهند که به خوبی و به طور اثر بخش و پایدار در پی فراگیری باشد وبرای حفظ بقای خود با دگرگونیها هماهنگ گردد.
تعاریف واژههای مرتبط
- یادگیری که فرآیندی مادام العمراست، تعاریف گوناگونی دارد.
از نقطه نظر فردی، یادگیری، دسترسی به اطلاعات، درک آن و کسب مهارتهاست. از نقطه نظرسازمانی، یادگیری، بر به دست آوردن سنتها، دیدگاهها، استراتژیها و انتقال دادن دانش متمرکز است. که البته درهر دو دیدگاه، یادگیری با ابداع، تشخیص، خلاقیت، کشف و تولید دانش جدید همراه است.
- سازمان:عبارت است از مجموعهای ازمنابع که در یک چهار چوب تعریف شده وهماهنگ به دنبال دستیابی به یک سری اهداف خاص میباشد.
- سازمان یادگیرنده: سازمانی است که دارای توانائی ایجاد و کسب وانتقال دانش است و
رفتار خودش را طوری تعدیل میکند که منعکس کننده دانش ودیدگاههای جدید باشد. سازمان یادگیرنده به گفته گاروین، عبارت است از مهارت و توانائی سازمان در ایجاد کسب وانتقال دانش واصلاح رفتارافراد برای انعکاس دانش وبینش جدید. پیتر سنگه پنج مبنا رابرای سازمان یاد گیرنده در نظر گرفته که در شکل زیر خلاصه شدهاست:
تعریف یادگیری سازمانی
یادگیری سازمانی تعاریف گوناگونی دارد.فایول و لایلز از یادگیری سازمانی به عنوان«کشف و اصلاح خطا»یاد میکنند.
یادگیری سازمانی، فعالیت بلند مدتی است که شرایط را به شرایط سودمند رقابتی تبدیل میسازد.
یادگیری سازمانی
یادگیری، عامل کلیدی مورد نیاز سازمانی است که میخواهد در دنیای جدید اقتصادی پا بر جا بماند.
پیتر سنگه معتقد است که تنها منبع مزیت رقابتی پایداردر بلند مدت برای سازمانها، یادگیری سریعتر نسبت به رقبا است و چنانچه سازمان به این امر نائل گردد، از سایرسازمانهای رقیب اثر بخش تر و کاراتر خواهد شد. یادگیری ازدیدگاه سازمانی زمانی اتفاق میافتد که اطلاعات، جمع آوری و به منظور تولید وگسترش حقایق جدید، تجزیه و تحلیل شوند، دیدگاه جدیدی را خلق کرده وآن را از طریق ارتباط، تدریس وگفتگو وتعامل به تمام سطوح سازمانی منتقل کند. و به عبارتی، یادگیری سازمانی به چگونگی وقوع یادگیری یا عنصر دانش در یک سازمان میپردازد در شکل زیر خلاصه شدهاست:
نتیجه گیری
یادگیری سازمانی فرآیندی درون سازمانی است ولی سازمان یاد گیرنده به عنوان هویت حجمی یاد میشود و به قول مارکوت، سازمانی است که با قدرت وبه صورت جمعی، مرتب خودش را به نحوی تغییر میدهد که بتواند با هدف تغییر کند.
ازمباحث ذکر شده، میتوان دریافت که یادگیری سا زمانی مفهومی اساسی وضروری است که منجر به ایجادوحفظ سازمان یادگیرنده میگردد.
از دیگر مباحث مهم در یادگیری سازمانی، زمینههای اصلی برای حاکم شدن تفکر یادگیری در سازمان متعدد است که میتوان به عوامل زیر اشاره کرد:
- تمایل شدید به دگرگونی در سازمان
- عدم رضایت از مدیریت سنتی
- قبول این واقعیت که ارتقای دانش در سازمان مزیت رقابتی است
- تحول در شناخت به نفع اهمیت نیروی انسانی در مقایسه با سرمایه ثابت در فرآیند تولید
- افزایش سطح خواستههای مشتریان وتشدید رقابت در بازار
منابع :
- Daft, Richard L. (۱۹۹۸). Essentials of Organizational Theory and Design. Cincinnati: South
2. rgyris, C. & Schon, D. A. (۱۹۹۶). Organizational Learning II Reading, Mass: Addison Wesley
3. سبحانی نژاد، مهدی؛ یوزباشی، علی(۱۳۸۵) سازمان یادگیرنده ؛ مبانی نظری، الگوهای تحقق و سنجش.تهران: انتشارات یسطرون
4. الوانی، سید مهدی، تهران، نشر نی، ۸۴
5. سنگه، پیتر ام، پنجمین فرمان، . مترجمین: حافظ کمال هدایت ومحمد روشن.تهران، مدیریت صتعتی۱۳۷۷
6. نبی آبکنار مهدی، سازمانهای یادگیرنده، پیشتاز خرد گرایی، مجله تدبیر، شماره۱۸۵،
7. کرامتی محمد رضا، سازماندهی گروههای مشارکتی در سازمانهای یادگیرنده مجله تدبیر، شماره۱۷۸،
8. میر دان، گامهای یاد گیری، مترجم :میثاق سلطانی عرب، مجله گزیده مدیریت، شماره۷۲